تبليغاتX
نظر سوم - مُلکِ مَلِک
 
پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند
 

بسم الله الرحمن الرحيم

وقتي حرفي را براي يک نفر چند بار تکرار کنيد ولي او  آن حرف را جدي نميگيرد و از حرفهايتان نتيجه اي نمي گيريد،در نهايت با حالت اعتراض در حضور او رويتان را به سمت شخص سومي مي کنيد به آن شخص مي گوييد:«بهش بگو که ....»،«بهش بگو من به خاطر خودت مي گم اگه پس فردا...» به اين حالت که با يکي صحبت مي کنيم ولي در واقع مخاطب حرفهايمان شخص ديگريست که در آنجا حاضر است در فن فصاحت و بلاغت مي گويند صنعت ادبي «التفات».

 

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «1»الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ «2» الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ «3» ...

سوره مبارکه ملک با اشاره به ظرايف خلقت و صفات آفريدگار شروع مي کند تا مي رسد به:

 

أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ «16» أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ «17»...

آيا از كسى كه ( حاكميت و فرمانروايى اش ) در آسمان قطعى است [ چه رسد در زمين ] خود را در امان ديده ايد ، از اينكه [ با شكافتن زمين ] شما را در آن فرو برد در حالى كه زلزله و جنبش موج آسايش را ادامه دهد ؟ « 16» آيا از كسى كه حاكميت و فرمانروايى اش در آسمان قطعى است [ چه رسد در زمين ] خود را در امان ديده ايد از اينكه توفانى سخت [ كه با خود ريگ و سنگ مي  آورد ] بر شما فرستد ؟ پس به زودى خواهيد دانست كه بيم دادن من چگونه است ! « 17»

 

و تا آيه 22 خداي ما مخاطبمان قرار مي دهد با خطابهايي از اين جنس که بندگان من فکرکرده ايد اگر خدا بخواهد که زمين دهان باز کند و شما را ببلعد يا مامورانش که در آسمانند بر شما توفان سختي بفرستند يا به هنگام خواست من براي عذاب شما اين سپاهيانتان بدون اذن من مي توانند شما را کمک کنند؟يا آنکس که بندگان را رزق مي دهد اگر امساک کند کسي هست به شما که روزي دهد ؟بلکه در سرکشي و نفور(دور شدن) لجاجت و پافشاري مي کنند.

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ «23» قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ «24» ... قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ «28» قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ «29»

بگو : اوست كه شما را آفريد و براى شما گوش و ديده و دل قرار داد ، ولى اندكى سپاس مي  گزاريد . « 23» بگو : اوست كه شما را در زمين آفريد و به سوى او محشور مي  شويد . « 24» و مي  گويند : اگر راستگوييد اين وعده وقوع [ رستاخيز ]كى خواهد بود ؟ « 25»...بگو : به من خبر دهيد اگر خدا من را و هر كه را با من است هلاك كند ، يا مورد رحمت قرار دهد ، پس چه كسى كافران را از عذاب دردناك پناه خواهد داد ؟ « 28» بگو : اوست رحمان ، به او ايمان آورديم ، و بر او توكل كرديم ، پس به زودى خواهيد دانست چه كسى در گمراهى آشكار است . « 29»

 

از اينجا به بعد از 7 آيه، شش آيه آن با "قل" شروع مي شود

از اينجاست که گويي اينقدر عصيان مي کنيم- حقا هم مي کنيم- که خدايمان از دست اين حرف نشنوي هاي ما معترض مي شود و رو مي کند به پيامبرمان(ص) و مي فرمايد: بهشان بگو اوست انشا کننده و آفريدگار شما کسي که براي شما گوش و ديدگان(بينشهاو بصيرت) و  دلها قرار داد و کمند کسانيکه شکرگزار باشند.بگو اوست کسيکه شما را آفريد و در زمين پخش کرد(ذَرَأَ دردل خود مفهوم بسط و انتشار را دارد) و به سوي او محشور مي شويد(در اين قسمت آيه هم مفهوم جمع شدن و قبض مشخص است)...گويي خداي ما مي خواهد ما را بيدار کند اينبار اينقدر که ما نفهميديم رو به محمد(ص) مي کند و گويي به او مي گويد بهشان بگو من براي خودشان مي گويم ،من نگران آنها هستم وگرنه براي من فرقي نمي کند و عجب صحنه لطيفيست در قرآن نهايت محبت و دلسوزي را انسان حس مي کند هرچند قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ.

 

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ؟ «30»

بگو : به من خبر دهيد اگر آب مورد بهره بردارى شما [ چون آب رودها ، چشمه ها ، سدها و چاه ها ] در زمين فرو رود [ تا آنجا كه از دسترس شما خارج گردد ] پس كيست كه برايتان آب روان و گوارا بياورد ؟  « 30»

 

اين آيه آخرين آيه سوره ملک است و معناي ظاهري آن مانند آيات ديگر اشاره به زيبايي هاي وابستگي ما در استفاده از طبيعت و درکل جهان به پروردگار متعال دارد که اين آب مصرفي ما اگر خدا بخواهد که در دل زمين فرو رود چه کسي جز اوست که براي ما آب گوارا فراهم کند؟ اين معنا زيباست اما به نظر حيف است سوره اي به اين زيبايي با همين معناي ساده به پايان رسد؛اين سوره بايد در اوجي زيبا به پايان رسد اما روايات در تفسير اين آيه شريفه چه مي گويند؟

اينجا اشاره ميکند که آب گوارا اين آب گوارا يا مايه حيات  که دراثر ناسپاسي ما به زمين فرو رفت يعني در زير زمين هست و مخفيست چه بوده يا که بوده و ما در اثر کفرانمان کاري کرديم که از او محروم شويم و جز به اذن خدا برنمي گردد تا از وجود گوارايش بهره بريم؟

مولاي من امت جدتان با شما چنين کرد نعمت رسالت نبوي را با خانه نشين کردن ولايت علوي کفران کرد ؛11 پدر شما را شهيد کرد و مادرتان... و دست آخرهم امروز ما با شما چه مي کنيم؟ما تا چه اندازه خون به دل شما کرديم؟نگاهي به دنياي اطرافمان کافيست،اين خداي دلسوز کسي نيست که جز با کفران،بندگانش را از چنين نعمتي محروم کند؛وکيست جز او که براي ما آب گوارا بياورد؟

 

 

  نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:30  توسط مجتبي عرب مازار يزدي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM