تبليغاتX
نظر سوم - فلسفه هنر از نگاهي عاميانه (قسمت دوم)
 
پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند
 

فلسفه هنر از نگاهي عاميانه(قسمت دوم)

گفتيم:{هنر معماري بدون سازه،هنر رسانه اي بدون رسانه يا ... قابل تشخيص نيست يعني اساسا در اين موارد هنر مورد نظر يک چيز جدا از ظرف آن هنر نيست به عبارتي ما در اکثر موارد  2تا چيز مستقل به نام کادو و کاغذ کادو نداريم،در اکثر مواقع هنر به عنوان واقعيتي مجازي در دلِ همان حقيقتِ + يا – که ارائه مي شود مستتر است. اما موسيقي به نظر پيچيده تر ازاينهاست و به طور مستقل هم مي تواند معنا پيدا کند و هدف باشد.}

مثلا احتمالا زياد با کساني برخورد داشتيد که بدون اينکه چيزي گوش کنند نمي توانند درس بخوانند يا بيکار که مي شوند زير لب زمزمه اي مي کنند و اينها از آن دسته موسيقي يا نواهايي به حساب مي آيند که بحث هنر بودن آنها مطرح نيست بلکه خود آنها براي فرد هدف است،يا کساني را ديديد که با سبکهاي من درآوردي نقاشي مي کشند و کلي لذت مي برند و مي گويند براي دلِ خودم مي کشم و اگر هيچ کس در کل دنيا هم آنرا اثر هنري نداند برايش مهم نيست.اين موارد را مي توان هنر براي هنر ناميد.

هنر براي هنر نوعي حالت اعتيادي و تخديري دارد و به نظر جنبه منفي آن خيلي زياد است،بيشتر انسان را توهمي بار مي آورد و به نظرم موسيقي براي لهو و لعب يا غنا از اين دسته هست.(به جز مواردي که به طور ذاتي در زمره مسائل غير هنري اند(هنر=نيک)مثل دروغ هاي قشنگ رسانه اي يا فيلمهاي غير اخلاقي يا ...)اين همان کم شدن حساسيت دستگاه حقيقت يابِ انسان است که علامه جعفري مي گويد.

اما از آن طرف به برخي احکام مراجع تقليد در باب موسيقي که مراجعه کردم به نکات جالبي برخوردم:

تعدادي از مراجع که موسيقي و استفاده و خريد و فروش آلات موسيقي را مطلقا حرام مي دانند.عده اي هم که اکثريتند موسيقي مناسب مجالس غير شرعي يا داراي غنا را حرام مي دانند و انواع ديگر آن را مباح ،آلات موسيقي را هم جزو آلات مشترکه مي دانند اما برخي خريد و فروش آن را مجاز نمي دانند.در کنار اين موارد از بزرگاني همچون استاد بزرگوار اخلاق امام خميني(ره) يعني آيت الله شاه آبادي نقلي شنيدم که اساسا موسيقي را مايه دوري از خدا مي دانند.(البته لازم به ذکر است که احکام رهبر عزيز انقلاب در باب موسيقي جداي از ديگر مراجع است و به نظر من نشان از ديد گسترده اجتماعي-سياسي ايشان دارد گرچه جاي تذکر دارد که من لايق قضاوت در مورد احکام مراجع- نه مصاديق آن- نمي باشم)

چون لااقل در نگاه اول نواهايي مثل موسيقي سريال امام رضا(ع)،يا فيلم آژانس شيشه اي يا خيلي موسيقي هاي ديگري که براي مفاهيم ارزشي ساخته شدند در درک بهتر آن مفاهيم بسيار تاثير گذار بودند اين تقسيم بندي موسيقي به "مباح" و "بد" براي من خيلي قابل هضم نيست.يعني نوعي از آن هم که بد نيست با اکراه مباح درنظر گرفته مي شود در حاليکه به نظر مي رسد موارد گفته شده مثالهايي از موسيقيهاي "خوب" بود ؛يعني  با ملاک قرار دادن سخن علامه  مي توان حالتي را تصور کنيد که هدف ارائه يک مفهوم بي نهايت + است مثل قرآن کريم يعني هر چقدر ذهن يا روح آدم ظرفيت بيشتري داشته باشد مقدار بيشتري از آن را درک مي کند حال اگر ما با استفاده از ابزاري مثل هنر ( با صداي خوش يا آهنگين خواندن قرآن يا زيباکردن ظاهر قرآن نسبت به کتب ديگر) کاري کنيم که براي  ذهنهاي محدود بزرگتر از ظرفيتشان جلوه کند -از همان راهي که علامه در مورد موسيقي فرمودند يعني روشن جلوه دادن يک مفهوم نيمه روشن براي انسان- آيا اين چيز خوبي نيست؟شايد با مثالي رياضي راحت تر بتوان مطرح کرد:

فرض کنيد ذهن شخصي بزرگترين عدد معناداري که مي تواند درک کند 10 ميليارد باشد؛ اگر هدف معرفي ودرک عددي باشد که ارزش آن بي نهايت باشد و شما با ابزاري بتوانيد کاري کند که ذهن آن شخص در اين مورد تا درک 10تريليون افزايش ظرفيت پيدا کند اين چيز خوبي هست يا خير؟(حالا اين مفاهيم ميتواند خيلي مفاهيم ارزشي باشد که با ابزار هنر مثل موسيقي چنين مي کنيم تا براي ذهنهاي محدود ما قابل درک بيشتر باشد)

و سوال جدي ديگري که هنوز برايم حل نشده،اگر افراد متعهد و ارزشي را ازرفتن به سمت اين هنر اثرگذار بازداريم،آيا اساسا اوضاع اين هنر روز به روز بدتر نمي شود و آيا پس از مدتي به وسيله اي که تنها کارکرد آن کاغذ کادو کردن مفاهيم ضد ارزشي و انساني است تبديل نمي شود؟

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:43  توسط مجتبي عرب مازار يزدي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM