تبليغاتX
نظر سوم - شانزده آذر، سه قطره خون، بادکنک بزرگ و هیچکس مقدس نیست
 
پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند
 

"هیچ کس مقدس نیست" عنوان ِ یکی از مطالب ِ موهن ِ نشریات ِ دانشجویی ِ چند گانه ی ِ دانشگاه ِ پلی تکنیک ِ تهران است که در اردی بهشت 86 منتشر شد. هر چند بعد از آن این نشریات و مدیران آن ها آماج خشم عده ی کثیری از دانشجویان و مورد پیگرد قانونی قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند اما خاطره ی تلخ آن حرمت شکنی ها هیچ گاه از یاد ها نخواهد رفت.

چه اتفاقی افتاد؟ که عده ای به خود جرئت دادند حریم مقدس امامت و ولایت را مورد بی احترامی قرار دهند. در همان زمان های اول مستقل از برخی شایعات و گمانه زنی ها مشخص بود این کار یک نوع خود کشی سیاسی و در واقع نتیجه ی غرور بی منطق عده ای دانشجو است - لازم به توضیح است هر چند دانشجویان یاغی و لات های پلی تکنیک خیلی ها شان دانشجو نیستند اما در عرف دانشجویان معمولی و تحت تاثیر جو رسانه های شیپور چی موجود دانشجو نامیده می شوند – می شود پرسید این غرور از کجا نشات می گیرد؟

غرور، عوامل متعددی می تواند داشته باشد. مثلا می شود کسی کار خوبی انجام دهد و در اثر آن مغرور شود اما این - چنان که گفته خواهد شد – دور از بحث ماست. در این جا، غرور، زاده ی تحسین بی خودی است البته انگار فقط در این جا این طور است. در کشورمان دانشجو را تا واپسین ظرفیتش باد می کنند! حتی برای او اولویتی معکوس تعریف می کنند و یاد گیری علم و فن آوری را – که اصلی ترین هدف تحصیل است – در رده ی آخر قرار می دهند. و بعد بوووووم که البته صدای این بوووووم ها را خیلی شنیده ایم.

جمعیت دانشجو در کشور ما به شدت رو به تزاید است و این از کیفیت جامعه ی دانشجویان خواهد کاست. حالا این حسنی [دانشجو] که از هزار راه عجیب و غریب، جمعه ای به مکتب آمده است سر در گم است و چون از اول منش علمی نداشته است و یا این که داشته و بعدا آن را از دست می دهد، و یا اصلا منش علمی به دست نمی آورد، مانند یک گلوله ی ِ انرژی ِ سر در گم است. حالا تصور کنید همین دانشجو را می کنند مسئول همه چیز؛ مسئول آزادی، مسئول دموکراسی، مسئول حقوق زنان و ... در حالی که دانشی ندارد. فلسفه را از دنیای سوفی به او یاد می دهند و ادبیات را از توهمات فانتزی و شهوانی آمریکای جنوبی به او می آموزند، چیزهایی که بعدا آن ها را عرفان و معرفت خواهد یافت و با ایمان و شناخت الهی اشتباه خواهد گرفت! در مورد دین هم داستان های توهین آمیز کتاب دنیای تئو را به خوردش می دهند. ذهن او را پر از رباله می کنند و کم کم مقدمات برای بوووووم آماده می شود.

برای دانشجو ها یک تقدس پوشالی درست می کنند - و همین طور برای استاد ها – و آن ها را ناجی می خوانند. شاید از این جا است که "منی چون بپیوست با کردگار شکست اندر آورد و برگشت کار" شاید از این جاست که عده پیدا شوند و بخواهند همه چیز را قداست زدایی کنند در حالی که خود، قداستی دروغین دارند!

دانشجویی که از آن صحبت کردیم هیچ شباهتی به جوان علمی یک جامعه ی متعالی اسلامی ندارد در حالی که ده ها برابر آن مغرور شده است! روز 16 آذر روز این ها نیست. روز سه قطره خون است. روز جوانان آرام و آرمان گرایی است که با چشمانی باز نظر به تکالیف و توانایی های خود دارند. در برابر ظلم می ایستند و برای دفاع از مظلوم رنج می برند. اینان از رنجی که می برند یقینا روزی به گنجی نایل خواهند شد.

برای این حرف های تلخ در روز بزرگ داشت مقامت مرا ببخش! دانشجوی سخت کوش و امیدوار هم وطن، روزت مبارک!

 

« وفضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما »

 

 

لازم به ذکر است، متهمان حادثه ی امیر کبیر از بخشی اعظمی از اتهامات وارده تبرئه شدند. البته این از کلیت مطالب این پست نخواهد کاست زیرا از ابتدا نیز گفت و گوی ما در جهت محکوم کردن اشخاص خاص نبوده است و هیچ گاه برای خود مقام قضاوت قائل نشده ایم. البته این به معنا نیست که وجود دانشجویان یاغی یا لات های پلی تکنیک را رد کنیم بلکه می خواهیم با افزودن این توضیح پیکان اتهام توهین به معصومین عیلهم السلام را متوجه تبرئه شدگان ندانیم.

به خاطر ضروریات مستند سازی متن بالا را تغییر نمی دهیم لیکن ممکن است بعدا تصمیم به حذف کامل این پست بگیریم.

 

  نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 3:34  توسط مصطفي حسن پناه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM